تبليغاتX
آفرین به آفتاب


آفرین به آفتاب

شعر کودک و نوجوان

سر پر حرفي من

همه در اضطرابند

براي هر سوالم

نگاهي بي جوابند

 

 

مگر لب زيپ دارد

كه من انرا ببندم

چرا بايد نپرسم ؟

چرا بايد نخندم؟

 

 

همه در اضطرابند

سر زيپ دهانم

سوالم گير كرده

نمي چرخد زبانم

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:3 توسط غلامرضا بکتاش| |

 

در دستهای من

یک جعبه ابزار است

انگشت های من

مانند آچار است

 

این جعبه ی ابزار

دردست هرکس هست

انواع پیچ گوشتی

 انواع انبر دست

 

پیچ و گره را زود

وا می کند دستم

مانند انبردست

با انبر شَستَم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 16:35 توسط غلامرضا بکتاش| |

حال غنچه خوب است

لحظه ی شکفتن

مثل حال شاعر

وقت شعر گفتن

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 10:28 توسط غلامرضا بکتاش| |

 

نامه اعمال.....

 

 

سال نو تحویل شد

با صدای انفجار

آسمان آتش گرفت

در شب شعر بهار

 

منفجر شد ناگهان

تنگ ماهی های من

پخش شد توی اتاق

روسیاهی های من

 

با ترقه شد سیاه

باز هم امسال من

لکه لکه لکه است

نامه اعمال من
نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 11:45 توسط غلامرضا بکتاش| |

شعری که از دل طبیعت جوشیده است

تعریف ادبیات کودکان با تعریف ادبیات به معنای عام تفاوتی ندارد، اما تفاوت نیازها و امکانات کودکان با بزرگسالان موجب می شود که از ادبیات کودکان انتظار بیشتری وجود داشته باشد،
  شعری که از دل طبیعت جوشیده است
 
(نقدی بر مجموعه شعر «با دعای باران» سروده‌ی غلامرضا بکتاش)

عادله خلیفی  

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 10:59 توسط غلامرضا بکتاش| |

 

سفره نان نداشت

ناگهان خدا

در شبی سیاه

 

نان تازه پخت

در تنور شب

با خمیر ماه

 

نیمه های شب

شد خمیر ماه

مثل یک لواش

 

گاز می زند

از لواش ماه

آسمانخراش

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 12:34 توسط غلامرضا بکتاش| |

هر روز می روم

پای درخت کاج

دارد به یکنفر

شاگرد احتیاج

 

پای درخت کاج

خیاطی من است

برگ درخت کاج

مانند سوزن است

 

آه ای درخت کاج

دستم به دامنت

نخ رد نمیشود

از توی سوزنت

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 11:42 توسط غلامرضا بکتاش| |

مثل یک درخت

در کویر ظهر کربلا

 ایستاده ای

سبز مانده ای

شکوفه داده ای

رود خانه ها

به خاطرت شهید میشوند

کربلاییان

باتو روسپید میشوند

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 15:15 توسط غلامرضا بکتاش| |

غنچه مثل شاعر

از خیال پر بود

ذهن نازک او

از سوال پر بود

 

 

طبع غنچه گل کرد

وقت شعر گفتن

عطر غنچه شد پخش

لحظه شکفتن

 

 

بلبل از تعجب

باز شد دهانش

شعر غنچه گل کرد

بر نوک زبانش

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 12:43 توسط غلامرضا بکتاش| |

 

 زنبور با خودش گفت

من شاعر بهارم

تا بوی گل نباشد

انگیزه ای ندارم .

 

 با غنچه بود فامیل

با ساقه بود رو راست

از بس که داشت هر روز

با گل نشست و برخاست

 

 زنبور مثل شاعر

دنبال یک غزل بود

گل را ردیف می کرد

انگیزه ا ش عسل بود.

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 13:12 توسط غلامرضا بکتاش| |

«با سلام . متن زیر نقد کتاب رونویسی از بهار می باشد . این کتاب در سال ۱۳۸۶ برگزیده کتاب سال مطبوعات شد . منتقد میثم متاجی است که برگزیده نقد کتاب مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شده است »:

ronevisi-az-bahar

«


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 9:18 توسط غلامرضا بکتاش| |

 
چند خط منحنی
می کشم در دفترم
دفتر نقاشی ام
می شود تاج سرم
 
دفتر نقاشی ام
نقشه گنج من است
گرچه گنجم کاغذیست
حاصل رنج من است
 
هست تشویق پدر
بهترین استاد من
کشف شد با چند خط
گنج استعداد من   
نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 13:45 توسط غلامرضا بکتاش| |

باز راه افتاده است

کار من با یک مداد

هیچ کس قد درخت

مطلبی یادم نداد



جامداد کوچکم

جعبه ابزار من است

ساختن با واژه ها

روز و شب کار من است


 

در میان جعبه ام

پیچ و انبردست نیست

کنجکاوی کن بگو :

کار من در خانه چیست ؟  

نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت 13:35 توسط غلامرضا بکتاش| |

کمک کن مثل یک ابر

به استعداد دانه

کمک کن مثل باران

به کشف یک جوانه

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 12:11 توسط غلامرضا بکتاش| |

صورت ما سوره ای ست

چند  ایه دارد ان

آیه ای مانند گوش

آیه ای مثل دهان

 

 

چشمهای ما دو تا

آیه ی نورانی اند

خط ابروهای ما  

آیه ای طولانی اند

 

 

ایه های گوش ما

 چشم بر صوت دهان

لحن عبد الباسط است

  لحن زیبای زبان

 

 

خط لبها کرده اند

حفظ این پیوند را

چون تلاوت می کنند

ایه ی لبخند را

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 0:47 توسط غلامرضا بکتاش| |

سلام

۲ خرداد تا ۱۰ خرداد لبنان بودم

جای شما خالی

فال بود و تماشا

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 19:0 توسط غلامرضا بکتاش| |

زدند حرف خود را

دوباره باد وباران

تمییز وشسته رفته

ببین گل از گل زمین شکفته

ولی کسی به یک جوانه حتی

تولدت مبارکی نگفته

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:56 توسط غلامرضا بکتاش| |

می کند باد با تهدستی

از مترسک کلاهبرداری

نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 14:29 توسط غلامرضا بکتاش| |

وزیر ارتباطات  لب  من

عوض شد با اشارات لب من

کتاب بوسه ات را منتشر کن 

فقط در انتشارات لب من

نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 15:28 توسط غلامرضا بکتاش| |

 
خدا به اسمون پرنده میده

به غنچه ها جرات خنده میده

گنجشکا جوجه ها را ناز می کنن

غنچه ها دکمه ها را باز میکنن

همیشه شادی وعروسی عیده

همیشه وقت دیده بوسی عیده

سپاس خدا جون منو آفریدی

دادی به مافصل بهارو عیدی

با وجود تمام   خود خواهیا

دلم میسوزه برای ماهیا

نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 14:57 توسط غلامرضا بکتاش| |

 

کاش من هم باشم

یکی از یارانت

در کنارت باشم

مثل سربازانت

 

کمکت پاک کنم

خط زشتی ها را

توی دریا بزنم

بوق کشتی ها را

 

به درختان فقیر

شاخه ای گل بدهم

غنچه را با نفست

دست بلبل بدهم

 

نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن 1389ساعت 20:33 توسط غلامرضا بکتاش| |

قصه ی  خورشید را کوتاه کن

شب شده

فکری برای ماه کن

نوشته شده در شنبه هجدهم دی 1389ساعت 20:53 توسط غلامرضا بکتاش| |

پسرک

تمام روز را واکس زد

شب شد.

نوشته شده در جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 19:33 توسط غلامرضا بکتاش| |

با دو چشمم می چشم

 

 

می چشیدم من فقط

مزه ها را با زبان

می زدم با سیب سرخ

حرف از راه دهان

        ***

فکر کردم جز زبان

هست راه دیگری

سیب را باید چشید

با  نگاه  بهتری  

     ***

سیب را غیر از زبان

با دوچشمم می چشم

مزه اش را با مداد

روی کاغذ می کشم

 

نوشته شده در شنبه ششم آذر 1389ساعت 18:21 توسط غلامرضا بکتاش| |

سلام

یک نمونه از جدید ترین اثارم برای نوجوان ها تقدیم شما

 

دل من دیده بوسی دوست دارد

در اینترنت عروسی دوست دارد

دل من مثل یک وبلاگ عاشق

نظر های خصوصی دوست دارد

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 22:11 توسط غلامرضا بکتاش| |

سلام

مدتی بود درگیر جشنواره تاتر کودک و فیلم کودک بودم

شرمنده محبت شما هستم

این شعر کوتاه تقدیم شما

 

دوست دارم به کلاغ

رنگ بلبل بدهم

به درختان فقیر

شاخه ای گل بدهم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 2:13 توسط غلامرضا بکتاش| |

سلام

مدتی بود مشغول نوشتن این کتاب بودم:(عاشقانه های پیشی) برای خردسالان

یک شعر از این کتاب تقدیم به تو

 

پرنده رو گرفته

گربه میون مشتش

اونو فشارش میده

 با چنگال درشتش

 

جوجه میگه اگر چه

تو چنگ تو اسیرم

بیا منو ببخش تا

ناخناتو بگیرم

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 19:31 توسط غلامرضا بکتاش| |

درخت اجازه داده

روصندلی بشینیم

رومیزای چوبی مون

میوه هاشو بچینیم

 

درخت اجازه داده

به پرتقال فروشا

خوبه به یادش باشن

گاهی زغال فروشا

 

اگه اذیت کنیم

درختارو می میرن

از سر زندگیمون

 سایه شونو می گیرن

 

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 19:24 توسط غلامرضا بکتاش| |

عصاره ی گل محمدی


کارنامه ام پر از تقلب و گناه
خط خطی سیاه
هیچ وقت درسخوان نبوده ام ولی
در شب تولدت
مثل کاج
توی طاق نصرت محله کار کرده ام
شاخه های خشک داربست را
بهار کرده ام
***
راستی دو روز قبل
سرزده به خانه ی دل امید – همکلاسی ام – سر زدی
ولی چرا
به خانه ی حقیر قلب من نیامدی؟
رد شدم قبول
ولی به من بگو
کی به من اجازه ی عبور می دهی؟
کارنامه ی مرا
دست راستم می دهی؟


ناامید نیستم ولی به خاطر خدا!
از کنار نمره های زیر ده عبور کن
ای عصاره گل محمدی!
فصل امتحان سخت ما ظهور کن! 
 

نوشته شده در جمعه یکم مرداد 1389ساعت 12:36 توسط غلامرضا بکتاش| |

همایش شاعران بهار برگزار شد
همایش شاعران بهار چهارشنبه 7 خرداد ماه به همت انجمن شاعران ایران با تقدیر از برگزیدگان مسابقه بهار در حضور شاعران و علاقه مندان شعردر خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار اد بی خبر گزاری مهر : در این همایش، ابتدا " مشفق کاشانی"رئیس هیأت مد یره انجمن شاعران ایران به عنوان اولین سخنران گفت: بهار د ر سخن هر کس رنگ و بوی متفاوتی دار د و نمونه این د ید گاه ها را می توان در میان اشعار شاعران گذ شته و امروز مشاهده کرد. کاشانی در ادامه با خواندن تعدادی شعر از شاعران نامدار د ر مورد بهار، افزود: فصل بهار از د یر باز الهام بخش سخنوران و شاعران بوده و نتیجه آن آثار زییایی است که در شعر آنها بر جای مانده است . هرکس در هر سبک ، قالب و شیوه ای می تواند بهار را به تصویر بکشد.
در قسمتی دیگر از برنامه محمد رضا عبد الملکیان مجری طرح شاعران بهار د ر گزارش اجرای این طرح گفت: این طرح در پاییز1381 با اهدافی چون 1- توجه بیشتر شاعران به نوروز و نمادهای بهاری که تبلور آن در شعر شاعران ، شادابی و امید آفرینی اجتماعی را به ارمغان خواهد داشت.2- توجه بیشتر شاعران به عناصر طراوت بخش طبیعت که در سلا مت بیشتر زند گی انسان شهر نشین امروز نقش مؤثری دارند.3- فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای سرود ن شعرهایی امید آفرین. 4- توجه عمومی به شعر، به لحاظ جایگاه ویژه ای که این هنر درعرصه فرهنگ و اعتلای فرهنگ کشور ما دارد، شکل گرفت .
وی بیان داشت: بعد ازاعلا م آغاز مسابقه " بهار" به وسیله چاپ فراخوان در روزنامه های مطرح سراسر کشور، 4 هزار قطعه شعر از یک هزار شاعر به خانه شاعران ارسال شد، که سن 60 درصد این شرکت کنندگان زیر 25 سال ، و شهرها ی تهران ، اصفهان و خوزستان دارای بیشترین شرکت کننده بود ند . عبد الملکیان اظهار کرد: برای دوری از هر گونه تاثیر نام شاعران در انتخاب چهر ه های برتر، ابتدا نام شاعران از شعر حذ ف و بعد از شمار ه گذاری، برای داوری د ر اختیار کارشناسان قرارگرفت. هیأت داوران بعد از دو مرحله داوری ، طی 12 جلسه 14 نفر بزگسال و 18 نفر را در رده جوانان انتخاب کرد.
وی افزود : یاد مان این همایش ، اشعار شاعران شرکت کننده به صورت مستقل چاپ خواهد شد
سپس سجادی مجری برنامه بیانیه هیأت داوران و برگزید گان را بد ین شرح اعلام نمود:
الف- بخش شاعران بزرگسال گروه اول: غلامرضا بکتاش- ملا یر، عباس چشامی- تهران، علی حاجتیان- تهران، قد معلی سرامی- تهران
گروه دوم: ذبیح اله ذ بیحی- زیرآب، نسترن قد رتی- سمنان، نیره السادات هاشمی- تهران گروه سوم: حنانه ظاهری - تهران، سید ضیاء قاسمی- تهران، توسن محمد یان - تهران، سید جلال موسوی - قزوین گروه چهارم: حسن اکبری - تهران، حسن پور زاهد - تهران.
ب- هیأت داوران در بخش جوان هیچ اثری را حائز شرایط لازم برای معرفی در گروه اول نشناخت و اسامی نفرات برگزیده در گروه دوم ، سوم و چهارم را بدین شرح اعلام نمود: گروه دوم حسین تولایی- تهران، مونا زنده د ل - مشهد، محمد رضا شرفی - ورامین، سید محمد رضا محمدی - افغانستان ، نغمه مستشار نظامی - کرج گروه سوم: مریم حسنلو - شهر ری، محد ثه رضایی - قم ، ارمغان زمان فشمی - تهران ، پیمان شعبانی تبار - تهران، سمیه فرج زاده - تهران، لیلا کرد بچه - تهران . گروه چهارم: تکتم افشنگ - تهران ، پریسا پرشاد- تهران، علی اکبر حاجی زاده - مشهد، معصومه سادات شاکری - نیشابور، سید محمد حسین شکروی - تهران ، فاطمه طارمی - تهران، اکبر عزیزیان - ارد بیل.
در ادامه برنامه به برگزید گان این مسابقه با حضور علی محمد حق شناس، مشفق کاشانی، فاطمه راکعی و مصطفی رحماندوست لوح تقد یر و جایزه داده شد.
گفتنی است : علی محمد حق شناس نیز مبلغ 10 میلیون ریال از طرف خود به برگزید گان مسابقه بهار اهدا نمود.



نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 14:21 توسط غلامرضا بکتاش| |

Design By : Night Melody